خاطرات دانیال زید مرادی
خاطرات دانیال زید مرادی
تاريخ : سه شنبه 15 مرداد 1392 | نویسنده : شقایق

به خدا میسپارمت خدایی که مرا لایق مادر شدن دانست و فرشته زیبایی همچون ترا در دامان من نهاد و نام زیبای مادر را به من ارزانی داشت( خدای بزرگم هیچ وقت از گل ناز من غافل نشو ) آمین 

آرزو دارم به تمام آرزوهایت برسی

امیددارم هیچ گاه مریض نشوی

از خدا میخوام اول از همه چیز بهت سلامتی و تندرستی بده

دوست دارم به بالاترین درجات عالیه تحصیلی و شغلی برسی

و میبینم که روزی خوشبخترین هستی 

گل نازم دعای خیر من و بابایی همیشه پشت سرته 

 

 




بازدید : مرتبه | موضوع :
69
تاريخ : يکشنبه 2 آذر 1393 | نویسنده : شقایق

سلام به همه دوستان خوب منو دنى جون 

اين آقا دنى من بسيار زيلد شيطون شده ،،، يعنى هيچ كى باورش نميشه دنى شيطنت هم بلد باشه ولى واى واى فقط بايد تو خونمون باشين و با چشماى خودتون ببينين ،،، 

ما يه اشتباهى كرديم و به اين اقاى دسته گل ياد داديم پوشك و آشغالاشو بريزه سطل آشغال واى كه چشمتون روز بد نبينه ،،، ديگه هر چيزو از دستش ميرسه ميندازه تو سطل مثل كنترل ، تلفن ،  طلا ، لوازم آشپزخونه ، سى دى و ..... 

و ما هميشه در حال دست كردن تو سطل زباله هستيم 😒😒😒😒😒😒😒

 

دنی و بابک عزیزم

بابی در حال بوسیدن دنی

دنی عروسی عمه ساناز

دنی بیدار شده نمیزار ه همه عکسهارو بزارم بعدا دوباره میام




بازدید : 298 مرتبه | موضوع :
68
تاريخ : سه شنبه 29 مهر 1393 | نویسنده : شقایق

اینم عکسهای جدید گل پسرم

تقدیم به همه دوستای گلی که سراغمونو میگرفتن

مثل همیشه و بیشتر از همیشه عاشقتم مامی جـــــــــــــــــــــــــــونم




بازدید : 338 مرتبه | موضوع :
67
تاريخ : سه شنبه 29 مهر 1393 | نویسنده : شقایق

سلام به همه دوستای خوب وبلاگیمون

امیدوارم همتون خوب و خوش سلامت باشین

منو ببخشین که اینقدر غیبتم طولانی شد

آخه یه سری مشکلات پیش اومد که نمیونستم بیام اینجا و مطلب بزارم ( البته لب تاپ هم نداشتم و با گوشی برام سخت بود ) . شرمنده همه اونایی که هی اومدن به ما سر زدن و محبت داشتن بهمون و نگران بودن که چرا خبری از ما نیست ... منو به بزرگی خودتون ببخشین .... ایشاله از امروز دوباره شروع میکنم به گذاشتن خاطرات و عکسهای دنی کوچولو

همتونو خیلی دوست داریم خیــــــــــــــــــــــــــــلی

 




بازدید : 172 مرتبه | موضوع :
66
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 | نویسنده : شقایق

سلام به همه دوستای گلم و البته آقا دنی جیگر طلا مامی

همون طور که قول داده بودم عکسهای جدید دنی میزارم براتون تا شما هم مثل من بزرگ شدن پسرو ببینین و البته لذت ببرین .

مرسی که به وبلاگ پسر من سر میزنید و نظر میدین .... همتونو دوست داریم و ممنونین

ببخشین که عکسها یکم درهم برهمه (این سری عکسها از شیطنتهای دنی تو خونه و عکسهای شمال 93 )

شمال 93

تو این عکس خستگی چهره من کاملا مشخصه ( چون دنی خان گل مامان به مدت 3 روز یکسره بغلم بود و اصلا پیش هیچکی نمیرفت و فقط گریه میکرد )

آقا دنی در حال تفکر

دنی در حال کشیدن جارو برقی از پشت صندلیش

عاشق این نگاه شیطونتم فینقیلی

این 2 تا عکس مربوط به همین امروز که من و دنی جون رفتیم کافی شاپ ژوان (93/02/29)

و در آخر پست مثل همیشه میـــــــــــــــــــــــــــــــــــمیرم برات زیبای مـــــــــــــــــــــن




بازدید : 502 مرتبه | موضوع :
65
تاريخ : يکشنبه 21 ارديبهشت 1393 | نویسنده : شقایق

سلام عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــر مامانی .... دنی نازم مطالبی که امروز میخوام برات بزارم با همیشه یکم فرق داره چون امروز اولین سال تولدته دسته گلم .... نمیدونم چرا اینقدر بغض دارم همش تو چشمام اشک جمع میشه ...( یکم لوس شدم مامانی ژونی چشمک )

اول از همه تولد 1 سالگیت مبارک باشه ........... یه عالمه برات  آرزوی سلامتی طول عمر شادی و  ... دارم ...

خوشحالم که شمارو دارم .... خوشحالم که کنارمی .... خوشحالم که مادر شدم .... خوشحالم که خانواده خوبی مثل شما و بابایی حمید دارم .... به وجودتون میبالم ... نمیدونم حس و حالمو چجوری با کلمات بیان کنم ... 1 سال پیش تو یه همچین روزی با کلی دلشوره نگرانی و درد و تشویش وارد اتاق عمل شدم و بعد از حدود 20 دقیقه  شما پسر عزیزم به این دنیا اومدی و پا روی چشم ما گذاشتی .... خدایا مثل همیشه تورو هزاران بار شکر میکنم که چنین دسته گلی به من دادی ...

پسر گلم بخاطر یه سری از اقوام که نمیتونستن تا روز تولدت تهران و ایران بمونن مجبور شدیم سه روز زودتر مراسم تولدت برگزار کنیم که ایشاله در اولین فرصت میام و عکسهاشو میزارم برات .

اینم از عکسایی که قول داده بودم

کیک تولد گل پسری

اولین سفر گل پسری به شمال

شمال 92

دنی 13 ماهگی

این عکسها از 9 ماهگی دنی هست تا 13 ماهگی ..... ببخشید درهم گذاشتم چون عجله داشتم .

در آخر مثــــــــــــــــــــــــــــل همیشه میمیرم بــــــــــــــــــرات

 

 

 




بازدید : 399 مرتبه | موضوع :
64
تاريخ : يکشنبه 3 فروردين 1393 | نویسنده : شقایق

این عکس مربوط به مراسم بله برون عمه ساناز است


این عکس هم صبح زود که دارم میبرمت خونه مامانی مسی جون ... الهی قربونت بشم من مامانی


اینجا هم  داری tv  نگاه میبینی

شما مامان ژون مامانی

 

دوستـــــــــــــــــــــــــت دارم عزیزتــــــــــــــــرینم




بازدید : 555 مرتبه | موضوع :
63
تاريخ : يکشنبه 3 فروردين 1393 | نویسنده : شقایق

ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام ویژه به همه دوستای خوب و مهربون منو آقا دنی گل و تبریک سال جدید ..... امیدوارم همتون سالی پر از شادی نشاط برکت و البته همراه با سلامتی پیش رو داشته باشین و به همه خواسته هاتون برسین ....

امسال سال اسب 1393 روز پنجشنبه ساعت 20:20  مصادف با اولین سال زندگی دسته گل زیبای من آقا دنی گل ....

دانیالم عزیزم عمر مامان اولین عید باستانیمونو بهت تبریک میگم و از خدا برات آرزوی زیباترینها و بهترینها رو دارم .... امیدوارم همیشه دلت شادو لبت خندون و تنت سلامت باشه ... گل نازم امسال با وجود نازنینی چون شما بهترین سال و بهترینو شاد ترین عید شروع کردم .... لحظه سال تحویل منو بابا حمید در کنار شما چه حس و حال خوب و دوست داشتنی داشتیم ... انگار تمام دنیا مال ما شده ... متشکرم که اومدی و اینقدر رنگ زندگی مارو زیبا کردی ... منو بابایی هر روز بیشتر عاشقت میشم و هر روز بیشتر از دیروز بخاطر وجود نازنیت خدارو شاکریم

   

 

 




بازدید : 382 مرتبه | موضوع :
62
تاريخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392 | نویسنده : شقایق

شرمنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده دنی خوشکلم و همه دوستان خوبمون هستم بخاطر اینکه 2 ماه نیامدم بنویسم   ولی یکم بهم حق بدین گرفتاریهام زیاد شده ..... الان براتون توضیح میدم :

اول از همه سلام به همه دوستای خیلی خوب و مهربونمون که همیشه به ما محبت دارن و سر میزنن و یه سلام مخصوص هم به دسته گل مامی آقا دنی گل و شیطونک

دوم اینکه تو این مدتی که نبودم اتفاقای زیادی برامون افتاده ..... قبل از تعریف وقایع گذشته باید 10 ماهگی گل پسری عزیزم تبریک بگم و امیدوارم بخاطر این تاخیرم منو ببخشه .... مثل همیشه عاشقتم مامی ژونم

دنی عزیزم و دوستای گلم تو ماه گذشته یعنی بهمن ماه 3 تا اسباب کشی داشتیم اولی که برای مامانی مسی عزیزمونه که بخاطر راحتی منو دنی گل اومدن سمت خونه ما ساکن شدن و واقعا به ما لطف کردن که حسابی منو دنی از خجالتشون در اومدیم و دومین اسباب کشی یعنی 4 روز بعدش برای عمو رضا من بود که اونم پروژه ا ی بود برای خودش و سومی که اسباب کشی خودمون بود  که اونم یک هفته بعد از بقیه بود یعنی در کل بهمن ماه همش تو اسباب کشی و پیدا کردن خونه برای 3 تا خانواده بودیم که واقعا هنوز خستگیش رو تنمون مونده . به جز اونم که کارای سالن خیلی زیاد شده و بیشتر اوقات تا دیر وقت  تو آرایشگاه هستم و طبیعتا چون آخر سال هست همه سالنهای زیبایی حسابی شلوغن و منم باید تا دیر وقت باشم چون علاوه بر مدیریت سالن صندوق و حساب کتابا هم دست منه و این خودش مسئولیتمو هزار برابر کرده ..... جز اون هم تو خونه هنوز اینترنت ندارم که از اونجا بتونم سر بزنم به وب .... مسئله دیگه کمبود وقتمه که وقتی از سالن میام بیرون باید برم دنبال دنی و ببرمش خونه و تازه کارای خونه و رسیدگی به پسرم شروع میشه ... خودتون قضاوت کنین دیگه ... سوالاینارو گفتم که بهم حق بدین که نتونم بیام نت و وبلاگ دنی عزیزمو آپلود کنم ... الانم تو سالنم و دارم تند تند مینویسم که برم و به کارام برسم ... پس اگر غلط نوشتم چیزیو بازم بهم حق بدین ...

حالا برسیم سر اخبار بعدی این 2 ماه :   اول اینکه دنی گلم دقیقا 14 بهمن ماه یعنی تو 10 ماهگی اولین دندوناش از پایین را درآورد و شروع کرده به ایستادن و شیطنت های حسابی ....  الانم که دارم مینویسم  2 هفته هست که شبها ناله میکنه و خوب نمیخوابیم چون داره دندونای بالاش در میاد ....  دوم اینکه 16 همین ماه مراسم نامزدی عمه ساناز گل و اونم حسابی سرمونو گرم کرده .... دنی گلم چند تا کلمه رو به خوبی میگه مثل ماما ... بابا ..... دد د .... تویییییییییی  یعنی توحید اسم برادرم .... دایی رو هم میگه دا .... کلی رقاص شده پسرم یعنی تا آهنگ میزارم سریع دستاتو تکون میدی که یعنی خوشحالی و داری میرقی .... گاهی هم با آهنگهایی که میزاریم یه صداهایی در میاری یعنی داری میخونی .... کلی شیرین و بامزه شدی الهی قربونت برم دردت به جونم ....و خبر بعد ی که خیلی خوشحالیم بخاطرش اومدن دایی عباس عزیز و خاله فریبا گلمون به ایران آخه کلی باهاشون خوش میگذرونیم . ( دوستایی که نمیدونن باید بگم خاله و دایی همسرم منظورمه )

و حالا

تولد 11 ماهگیت مبارک باشه عزیزکم گلکم .... اصلا اصلا نمیتونم گذشت سریع زمان رو باور کنم کاش یکم آروم تر میگذشت کاش اینقدر خودمو گرفتار کاررو زندگی نمیکردم و بیشتر بهت میرسیدم و پیشت میموندم .... مرسی که هستی مرسی که بهم انرژی میدی مرسی که اینقدر خوبی

دوستتـــــــــــــــــــــــــ دارم پسر 11 ماهه من

 

در آخر مثل همیشه میمیــــــــــــــــــــــــــــــــــرم برات گل نازم




بازدید : 453 مرتبه | موضوع :
61
تاريخ : سه شنبه 17 دی 1392 | نویسنده : شقایق

سلام به همه دوستای خوب وبلاگی منو آقا دنی گل .... طبق قولی که بهتون داده بودم عکسهای آتلیه دنی میزارم که ببینین لطفا خواهشا نظر یادتون نره ....اینم از عکسها آتلیه دنی خوشگل مامی تو 8 ماهگی ( آتلیه سه سیب )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینم از آقا بابک گل زندایی و دنی

 

 

 

 


 

 

 

 

 

الهی مامان قربونت بره که اینقدر فشن و خوش عکسی ..... میمرم برات




بازدید : 1261 مرتبه | موضوع :
60
تاريخ : دوشنبه 16 دی 1392 | نویسنده : شقایق

 

 

 

سلام عزیز دلم الهی من دور سرت بگردم ...........  تو عزترین پسر دنیایی ..... مامانی ژونم ماهگیت مبارکت باشه گل خوشکلم  ........... ماشاله هر روز داری بزرگتر و آقاتر میشی ....... به معنای واقعی عاشقتم ........... تمام دنیای منی پسر عزیزتر از جونم 

      


خوب گل نازم چند تا خبر :

1 اینکه اولین سفرت را با هم رفتیم ( روز سه شنبه 10 دی من و شما بابا حمیدت و عمو امیرو دوستشون با هم رفتیم شمال ( نمک آبرود) ویلا خاله هدیه عزیز که همینجا ازشون تشکر میکنیم ... کلی بهمون خوش گذشت و هوا هم بسیار عالی بود .... فقط شما بخاطر اینکه میخوای دندون در بیاری یه وقتهایی خیلی گریه میکردی و کلافه میشدی ( بمیرم برات که اینقدر داری درد میکشی

2 اینکه یاد گرفتی بایستی و کلی از این کار لذت میبری .... الهی قربون قدو بالات برم من گل نازم

3 اینکه 7 دی تولد بابک عزیزمون بود و تولدشو گرفتیم که اونجا هم خیلی خوش گذشت

4  اینکه اولین دندونت در حال در اومدن که البته خیـــــــــــــــــــــلی درد داری میکشی ..... الهی مامانت فدات بشه ایشاله همه دردات بیافته به جون من گریهگریهگریه

 خوب اینم از عکسهای مناسبتهای مختلف

 

 

 اینم از عکس تولد 1 سالگی آقا بابک گلم

شب یلدا خونه مادر طاهره( اولین یلدا هردوتون مبارک باشه عزیزم)

اینم از عکس شما و ماهان عزیزم همسایمون که مثل داداشت میمونه چونکه من چند بار شیرش دادم

و حالا نوبت عکسهای شمال

ما و عمو امیر جونت

اینم شما گل پسری با خاله هدیه جون گل

و در آخر پست مثل همیشه میمیــــــــــــــــــــرم برات




بازدید : 418 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد